اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

179

خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )

ساكن گشته و آماس مانده ، شير تازه ميدهند هر ساعت ، و طبيخ انجير و لعاب و تخم كتان و لعاب حلبه از هر يكى ده درم ، بهم آميخته ، و چهار درم خمير ترش و دو دانگ زعفران 50 و دو دانگ صبر در وى حل كنند . و اگر هنوز تب مىآيد ، و فلوس خيارجنبر در آب گرم ميدهند و بجاى آب ، جلاب دهند . و هرگاه كه سر كرده باشد و آماس فرو نشسته و " ريم " پديد آيد ، ماء العسل و جلاب ميدهند . و هرگاه كه پاك شود ، بگيرند : كندر و دم‌الاخوين از هر يكى پنج درم ، گل سرخ و گلنار و كهربا 51 از هر يكى دو درم ، گل ارمني سه درم ، همه بكوبند و ببيزند ، شربت يك درم با يك مثقال ، يا رب سيب يا رب آبى يا ميبختج بخورند ، نافع باشد 52 . بثرها كه در معده برآيد علامتهاي آن تشنگى صعب باشد و دهان نيز دميده شود . علاج آن هر بامداد دوغ ترش سرد كنند و با يك درم طباشير ، و يك درم بزر الحماض 53 ميدهند هر بامداد ، و باقي علاج ، دميدگي دهان باشد .